محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

358

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

صدق مكنون « لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ » « 1 » غافل ماند و عقوبت كفران نعمت اوقات سابقه و اكرام و احترام ايام لاحقه را پيش نظر بيم نياورده انديشه‌هاى خطير و فكرهاى ندامت تأثير بخاطر فاتر گذراند و ارادهء امرى كه وقوع آن بموجب « وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً « 2 » » مجتمع خسارات دنيى و عقبى او [ و ] داعيهء قضيه‌اى كه حدوث آن مستلزم امارات « فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً « 3 » » بود ، با خود قرار داده چون بمجلس بهشت آيين و محفل ارم تزيين داخل ميشد جمعى از مخصوصان معتمد را زره در زير قبا پوشانيده همراه مىآورد و خود نيز زره در بر و دشنهء تيز خونريز مانند مژگان دلبر بساق چكمه پنهان كرده بسيار بملاحظه مىبود . و همه وقت اطراف و جوانب خود را بگوشهء چشم پاس ميداشت و همگى حواس پنجگانه ظاهر و باطن را متوجه جهات ستهء آن مجمع ساخته پيوسته نظر خديعت اثر ، بر جانب نواب ولايت انتساب ميگماشت و بعضى از مقربان بارگاه عرش اشتباه ، از روى حدس و فراست ، اين مقدمّات را دريافته ، بذروهء عرض شهريار صاحب كياست رسانيدند و نواب آسمان جناب ، اگرچه ظاهرا نسبت بخان عاليشأن ، در مقام عنايت و التفات بود ، اما « 4 » ضمنا متشمّر استيصال نهال آمال او بوده مترصد بهانه‌اى بود و انتهاز فرصت مينمود . اتفاقا روزى در شكار گاهى ، نواب فلك ركاب ، از مركب فرو آمده خود از باز كبكى باز « 5 » گرفت و چون ارادهء سوار شدن فرمود ، يعقوب خان پيش دويده ركاب ظفر ارتكاب را گرفت و نواب ، پاى مبارك بر ركاب نهاده دست لطفى بر دوش خان نهاد و از آن دست نهادن معلوم كرد كه زره در زير قبا دارد چون روان شدند ، از خان پرسيد كه اين صحرا هنگامهء شكار است [ 197 ] يا معركهء كارزار . سبب زره

--> ( 1 ) - سورهء 14 آيهء 7 . ( 2 ) - سورهء 17 آية 82 . ( 3 ) - سورهء 17 آيهء 16 . ( 4 ) - م : او . ( 5 ) - م : فرا گرفت .